زندگی سبز

 
نویسنده : نازنین - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آبان ۱۳۸۸
 

بعد از مدتها شروع به نوشتن کردم!

دلم میخواد با یک متن زیبا شروع کنم:

گوش کن! این صدای نفس خورشید است که به مهمانی هر لحظه ما می آید

باز کن! باز کن پنجره قلبت را

لحظه ها می آیند

عشق هم می آید

عشق با ما می گوید می شود بال کبوتر ها را با دو خط شعر بهاری مرحم بگذاریم

با کبوتر ها می شود آن طرف دریاها، توی شهر خورشید پر،وا کرد

لانه تازه تری بر پا کرد

گرچه، گرچه دنیای ما غصه دار است

در دلش گرچه جز درد و غم نیست

باز هم می شود زندگی کرد

باز هم جای پرواز کم نیست

می شود در دل تیره خاک باز هم بذر شادی بپاشیم

می شود، می شود با کمال صداقت با همه صاف و روراست باشیم

می شود باغ را در دل سرد پاییز خنداند

گرچه دنیای ما غصه دار است

گرچه دلهای مردم غمین است

باز هم می شود زندگی کرد

در جهانی که نامش زمین است